تبليغاتX
چراغ خاموش
تولدش مبارک

 

امروز هم از اون روزهايي است كه دنيا به روي ما مي خنده.

امروز ميلاد با سعادت يار و همراه ورفيق و همسنگر و استاد و فرمانده گران قدر و پسر عمه بنده و پسر خاله آقا حسين، آقا «آرمين» گل هست.

انشاءالله كه خدا بهش سلامتي بده تا خلق از افكار بلندش بهره مند بشه.

تولدت مبارك

+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:29 توسط نیما |
دنياي تصوير
اين قدر اعصابم خورده كه نمي دونم چه كار بايد بكنم، اصلا چه كار مي تونم بكنم. همين چند دقيقه قبل دختر عمه ام زنگ زد و گفت دنياي تصوير توقيف شده ،منم ناراحت و مضطرب پريدم تو اينترنت و ديدم كه بله تنها مجله سينمايي و اصلا تنها جريده اي كه بعد از توقيف شرق(خدا بيامرز) مي خوندم هم تعطيلش كردند تا برگ زرين ديگه اي به افتخارات ديكتاتوري اين دولت (كه واقعا از فاشيستها هم بدتره) و وزير بي شعور فرهنگش (بي فرهنگش)افزوده بشه كه بهترين و درجه يكترين مجله سينمايي كشور را توقيف كردن . هر چي نفرين و فحش نثارشون. در آخر از همه دوستان عزيز به خاطر لحن اين مطلب عذر خواهي مي كنم ولي حق بديد كه ديگه تحمل اين يكي را نداشتم. به اميد سر نگوني اين دولت و هر آدم (كه چه عرض كنم) بي فرهنگي كه وزير فرهنگه.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 20:56 توسط نیما |
عجب سال نحسیه امسال!

باز هم یه ضد حال دیگه خوردیم. انگار قرار نیست این مرگ و میر هنرمندها تموم بشه. همین چند وقت پیش "اینگمار برگمان" و "متیکل آنجلو آنتونیونی" تقریبا همزمان عمرشون رو دادن به شما، هنوز داشتیم غصه از دست دادنشون رو میخوردیم که "هیث لجر" هم بر اثر اوردوز از بین رفت، حالا هم تو اینترنت دیدم که "آنتونی مینگلا" کارگردان شاهکارهایی مثل "بیمار انگلیسی" و "آقای ریپلی با استعداد" بعد از یه عمل جراحی ناموفق برای درمان سرطان بر اثر خونریزی از دنیا رفت. با این وضع فکر کنم تا آخر سال دیگه هیچ هنرمند درست و حسابی تو دنیا باقی نمونه.

آنتونی مینگلا در 6 ژانویه 1954 تو انگلیس به دنیا اومد و در روز سه شنبه 18 مارس 2008 در سن 54 سالگی ماها رو از وجود نازنینش محروم کرد. فیلمنامه نویس و کارگردانی که اگرچه زیاد کار نکرد اما همون چند تا کارش هم به اندازه یه عمر کار ارزش داشتن و دارن. فکر کنم سرجمع 7 تا فیلم بیشتر نساخت که مهمترین هاش رو هم اول مطلبم معرفی کردم. بیچاره نرسید پخش آخرین کارش رو ببینه که قرار بود 5 روز بعد شروع بشه. داستان این هم شد مثل داستان "استنلی کوبریک" که قبل از اکران آخرین فیلمش و به نظر من بزرگترین فیلمش یعنی "چشمان کاملا بسته" یا همون "چشمان باز بسته" از دنیا رفت.

یادشون گرامی باد

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 9:57 توسط حسین |
انتخابات مجلس شورای اسلامی

حالا که انتخابات مجلس تموم شده باید چندتا نکته خدمتتون عرض کنم.

اول اینکه از همتون به خاطر همکاریتون درمورد آگاهی دادن به مردم درمورد کاندیداها قبل از انتخابات ممنونم که حتی یک نفر هم پیدا نشد که بخواد توی اون کار به من کمک کنه. منم وقتی دیدم هیچ کس حتی واسه اون درخواست من یه نظر هم نذاشته دیگه بیخیالش شدم.

نکته دوم که البته به اولی خیلی ربط داره اینه که مجلس این دوره شاهکارتر از مجلس های قبلیمونه و این رو وجود اکثریت اصول گراها ثابت میکنه و درنتیجه معلوم نیست تا پایان دوره این مجلس چی به سر ما میاد.

سوم اینکه همونطور که نیما گفت این انتخابات و حواشی اون ثابت کرد که مردم ما مطلقاً فاقد شعور سیاسی هستن. البته دلیل این ادعام رو نمینویسم چون ممکنه به بعضی ها بربخوره!

چهارم هم اینکه ... ولش کن. ارزش نداره جون خودمو به خطر بندازم.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 9:56 توسط حسین |
عیدتون مبارک

خوب انتخابات (انتصابات)هم برگزار شد و اين صدا و سيماي آقاي ضرغامي هم كم كم داره دست از سر ما بر ميداره. اصولگريان حامي دولت هم به مدد شوراي محترم نگهبان و بسيجيان هميشه در صحنه، پيروز شدند (اين كمك بسيجيان محترم را به عينه و از نزديك شاهدش بودم) و اصلاح طلبان مخالف دولت هم سوسك شدند. منم به يه اصلاح طلب راي دادم نه اينكه اصلاح طلب  باشم فقط چون مخالف دولت مظلوم هستند من بهشون راي دادم. به هر حال اين انتخابات نشون داد كه هنوز مردم از شعور سياسي كه چه عرض كنم، اصلا شعور هيچ كاري را فعلا ندارن شايد بعدا پيدا كنند. البته اون موقع كه پيدا مي كنند ديگه كار از كار گذشته.

به هر ترتيب امسال كه با اتفاق بدي تموم شد خدا سال ديگه را به هممون رحم كنه با اين مجلس ودولت.

عيد همتون پيشاپيش مبارك.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 12:49 توسط نیما |
استیو جابز نابغه

اين مطلب را هم براي آقا محسن گل مي ذارم كه بگي نگي از اين آقاي استيو جابز خوشش مياد.

آقاي جابز 53 ساله موسس و رئيس كمپاني( CEO) «apple » و «pixar» هست كه در حال حاظر در پالو آلتو ايالت كاليفرنيا زندگي ميكنه و 5.7 ميليارد دلار ثروت داره و همينطور به ازاء هر 5 سال مديريت اپل 650 ميليون دلار دست مزد ميگيره كه بالاترين رقم دست مزد در دنيا است. به هر حال نوش جونش داره پول فكر و انديشه اش را مي خوره نه مثل خيلي ها پول چيز. جالب بدنييد كه ايشون به عنوان بهترين مدير سال انتخاب شد و 645 ميليون دلار هم پاداش مديريت سال را گرفت و تازه پرينتر هاي ليزري ابتكار ايشون بوده.

اينم آدرس وبلاگش:

http://fakesteve.blogspot.com/

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 12:9 توسط نیما |
نکات اسکاری

اسكار هم تمام شد و رفت خونه بخت، اما اسكار امسال چند نكته قابل توجه داشت :

1-     اسكار هاي بهترين بازيها را چه نقش اول و چه مكمل به هيچ امريكايي نرسيد.

2-     شب اسكار شب بچه هاي تو راه بود.بچه هاي تو شكم ماماناشون را ميگم .خانمها آلبا كيدمن بلانچي و همينطور جولي كه به خاطر بچه تو راهش نتونست بياد را عرض مي كنم.

3-     يك فيلم در 4 رشته برنده شد اما 6تا جايزه با خودش برد.

4-     فيلم تاوان در 7 رشته نامزد بود كه فقط يه دونه جايزه گرفت.

5-     دانيل دي لوئيس هم به جمع 2 اسكاري ها پيوست.

6-     جاني دپ براي بار سوم هيچ جايزه اي نبرد.

7-     كيت بلنچت با دو نامزدي هيچ جايزه اي نبرد.

8-     فيلم زنگغواصي و پروانه كه در طول سال گذشته كلي جايزه گرفته بود تو اسكار سرش بي كلاه موند.

9-     امسال 80امين سال برگزاري اين مراسم بود، فكرشو بكنيد 80 سال پيش كه تو مملكت ما هيچ كس نمي دونست سينما چيه و فيلم چيچيه اونا به هنرمندان سينماشون جايزه مي دادند.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 11:59 توسط نیما |
اسکار2007

خوشبختانه اسکار امسال به سرنوشت گولدن گلاب دچار نشد و بالاخره با تمام زیبایی ها و اشک ها و لبخندهاش انجام شد. دست سناتور اوباما (امیدوارم رئیس جمهور امریکار بشه) و رابرت دنیرو و تمام بچه های بسیجی هالیوود که این نفاق ایجاد شده بین امت مسلمان رو از بین بردن و جلوی مرگ هالیوود رو گرفتن درد نکنه.

 اسکار امسال هم ساعت 5 شب شروع شد ولی من از ساعت 2:45 دقیقه شب داشتم ورودشون رو به سالن کداک نگاه میکردم. راستی باید از مسئولین اداره برق آبادان هم تشکر کنم چون دقیقاً وقتی که مراسم تموم شد و داشتن با هم خداحافظی میکردن برق رو قطع کردن. خدا خیرشون بده.

امسال تقریباً تمام پیش بینی های من، به جز اسکار جلوه های ویژه که فکر میکردم به transformers برسه و بهترین بازیگر زن مکمل که فکر میکردم به کیت بلانشت برسه (و خیلی هم دوست داشتم که اینجوری بشه)، درست بودن. البته اینم بگم که من هنوز Diving bell and butterfly رو ندیدم و درمورد کارگردان اون نظری نداشتم. خلاصه اینکه کلی حال کردم با اسکار امسال چون Bourne ultimatum چند تا اسکار برد که اتفاقاً یکیشون یعنی تدوین خیلی مهمه. دیگه اینکه علیرغم تمام خواست های نامشروع منتقدهای کوچیک و بزرگ، بالاخره این فیلم no country for old men بود که تا تونست جایزه گرفت که مهمترینشون هم یعنی بهترین فیلم سال جزئشون بود. دیگه جایزه بردن دنیلی دی لوئیس بود که بازیش توی فیلم there will be blood به طرز وحشتناکی عالی بود. و همینطور خاویر باردم که البته در حد بازی دی لوئیس نبود اما من باهاش خیلی تو فیلم حال کردم. دیگه اسکار گرفتن فیلم Juno بود که اونم خیلی فیلم قشنگ و خوبی بود، حداقل در همون زمینه ای که اسکار گرفت یعنی فیلمنامه اریجینال. از همه مهمتر اینکه خیلی مراسم پراحساسی بود و هرکی جایزه برد یه چند قطره اشکی ریخت، و قشنگترین اشک ها هم اشک های نریخته نویسنده Juno بود که خودش رو به شدت کنترل کرد و همینطور اون خانمی که اسکار بهترین ترانه رو گرفت و بعد از تبلیغ های تلویزیونی فرصت حرف زدن پیدا کرد.

 اما من چند تا مشکل با اسکار امسال داشتم، یکیش کاندید نشدن تامی لی جونز واسه بازی تو فیلم no country for old men بود. از اون مهمتر کاندید نشدن Bourne ultimatum واسه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی بود چون حداقل از فیلمهای Atonement و Juno بهتر بود. آخریش هم کاندید نشدن فیلم Diving bell and butterfly واسه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان بود که البته من ندیدمش ولی اینجور که ازش تعریف و تمجید میکنن باید یه چیزی بوده باشه. غم انگیزترین لحظه مراسم هم لحظه ای بود که تصویری از "هیث لجر" رو توی فیلم brokeback mountain نشون داد و اشک منو دراورد چون خیلی دوستش داشتم. واقعاً حیف بود بمیره.

نامش زنده و یادش گرامی

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 19:17 توسط حسین |
خدا حافظ رفیق

 

رفيق فيدل هم رفت.

 

 

 فيدل كاسترو رفيق شفيق ارنستو چه گوارا هم بعد از 49سال حكومت در سن 81 سالگي از قدرت كنار رفت، تا برادر جوونش «رائول» (76سال كه سني نيست) جانشينش بشه. چيز زيادي نمونده كه فيدل هم به ارنستو بپيونده  چون وضع جسمانيش اصلا خوب نيست. فيدل از 49 سال پيش (1959) با سرنگون كردن باتيستا ديكتاتور وابسته به امريكا با يك انقلاب چريكي و مسلحانه تا الان رهبر كوباي سوسياليستي بود. فيدل در اين مدت كارهايي كرد كه خيلي ها نكردند وفكرش را هم نمي كردند كه بكنه، مثلا انقلاب در يك كشور كوچك كاملا ديكتاتوري و وابسته به امريكا در فاصله كمتر از 90 مايلي خاك امريكا، ريشه كن كردن بي سوادي در كوبا ، افزايش سطح بهداشت و درمان در كوبا، تبديل شدن به الگويي انقلابي در امريكاي لاتين بر عليه امريكاي امپرياليستي(در مكزيك، بوليوي، نيكاراگوئه، شيلي و...)،نابود كردن اقتصاد(كه در اين مقوله شخصي نابغه به نام «محمود.ا» تونست در كمتر از 2 سال اين امر را به سر انجام برسونه و ركورد بزنه)از بين بردن دموكراسي ،ناديده گرفتن حقوق بشر و آزادي بيان، برگذار نكردن حتي يك انتخابات آزاد در 50 سال و.....

هر چي كه مي خواد باشه ولي من هنوز عمو فيدل را دوست دارم .

 پشتش برادرش رائول کاسترو

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 1:29 توسط نیما |
مهندس بازرگان

 

بازم خدا پدر و مادر اين برنامه« محرمانه» شبكه 3 را بيامرزه كه چند شب پيش از مهندس بازرگان هم حرفي زده شد و از نقشش در انقلاب صحبتي شد وگرنه بعضيا داشتند كم كم مي گفتند كه ايشون اسرائيلي يا امريكايي بوده و اصلا خود پدر سوختش از خاندان پهلويه و داداش  بزرگه محمدرضا پهلويه فقط دماغش را عمل كرده و فاميلش را هم عوض كرد كه ما نفهميم، ولي برادران بي نام (همان گمنام سابق) اطلاعاتيمون ايشون را در خانه فساد شناسايي و دستگير كردند و قاضي مرتضوي كه در آن هنگام پستونك به دهان در شهر تاريخي يزد به سر مي بردند، توانستند حق ملت مظلوم ايران را از ايشان بگيرند و از تشويش اذهان عمومي جلوگيري كنند.

 

یا حق

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 1:11 توسط نیما |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا